خرید بک لینک

کمال طلبی و بلاخره تصیمها و انتخابهای مختلف مشکلی نداره... فقط به این شرط که این انتخابها و کمال طلبی و غیره موجب استرس نشه... یعنی مهم اینه که به هیچ دلیلی دچار استرس نشی و یا بتونی منبع استرس که می تونه کمال طلبی باشه رو شناسایی و خنثی کنی... مهم همون آرامش و بی خیالی است.

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: سه شنبه 15 اسفند 1402 ساعت: 2:16

عدم تعمیم بی خیالی عدم استرس عدم کمال طلبی اینها همه باید منجر به این بشن که تو امیدوار واقع بین خوش بین و بدون استرس باشی... مسائل رو به هم ربط ندی و راه حل هایی که خودت یافتی رو دنبال کنی...مثلا من در این موضوع فکر می کنم خیلی بی خیالتر و راحت تر باید جلو برم.... هر وقت دچار استرسهای بی مورد می شی یکی از همینها نقش داره... تعمیم بی معنی و یا کمال طلبی و غیره... باید سریع جلوش وایسی و تمرین کنی تا به حدی برسی که کاملا بی خیال و ریلکس باشی...

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: سه شنبه 15 اسفند 1402 ساعت: 2:16

وضعیت پراسترسی شده برای خودم و خانواده... چه جوری از این وضعیت در بیام نمی دونم... گه شده همه چیز ... باید بگذری از یه سری چیزها شاید... افسردگی بعدش... استرس پول و حقوق و کار...

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: سه شنبه 15 اسفند 1402 ساعت: 2:16

به هر حال اشتباهات پیش میاد... نمونه اش همین بازی ایران قطر که با بی تجربگی باختند... بگذریم.... خدا کنه اشتباهات در همین حد امروز کوچک باشه..اما باز نیاز به روحیه داری... بخوای کار کنی برخورد داشته باشی با دیگران... مخصوصا که توی برخی مسائل عالی هستی... صاحب سبک و ذوق و هنر و مهارتی... از مهارت و تجربه و دانشت نگذر و به همین خاطر همواره روحیه داشته باش...فقط تعمیم ندهالان هم شاد و خوشحال و با روحیه باش... هر زمان که می شه با روحیه و مصمم باش... درست می شه... و با موفقیت خوب شادی کن... اما مودی هم نباش... آرامش در همه حال مهمترین چیزه

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1402 ساعت: 17:17

کمی که ناراحت هستم
ولی واقعا پای کارهایی که قبلا می کردم یا ملت می کردن چیزی نیست...

مگه همین من کلی سیرجان نرفتم و بیام؟ مگه کلی آدم دیگه نمی رن؟

یا هر روز بخوای بری سرچشمه...
الان که چیزی نیست... باید با شرایط کنار بیای.... درست می شه... درس رو هم دادی الان هم درسی می دی برمی گردی
==========
دیشب واقعا بریده بودم و نیاز به استراحت داشتم... در کل مجبورم هم پیگیرش باشم و هم آهسته و پیوسته جلو برم

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1402 ساعت: 17:17

بی خیالی....
می خوام خالی از همه چیز باشم... بله مشکلات هست ولی دیگه نمی خوام قبل از گفتگو با هر خر و سگی هیچ حسی بگیرم...غیر از انجام عمل که می تونه کم کم راهنمات باشه...
دیگه از حس ها خسته ام مگر حس طبعیی زمانی که دمر می افتم

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1402 ساعت: 17:17

کارها و حلشون راه روش خودش رو می طلبه در کنار انتظار برای هر نتیجه ای اما تداوم و پشت کار.... پس به دنبال راه حل هایی دیگری برای مدیریت زندگیت باش تا اجبار و اضطراب و وسواس... اینها سودی نداره...هرچند مردم به اشکال مختلف دچار خرافه و وسواس و غیره هستند حتی وجوهی از دین و بویژه برخی آدمهای به ظاهر دینی اما خرافی به نوعی دچار همین مشکل هستند... حتی یک جامعه و شعارهاش و حکومتش می تونه آلوده به همچین شعارهایی باشه... پس شایع است ... اما تو سعی کن راه درستی در پیش بگیری

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: جمعه 13 بهمن 1402 ساعت: 16:09

واقعا انگار هیچی بدتر از این بلاتکلیفی نیست... خسته شدن ... خودم هم خسته شدم... ندونی چی می خواد بشه... صبرحق داشت... حق داشت... خودم هم کلافه شدم... میلی به کار و چیزی نیست ... انگار گیر هستی... درسته باید روحیه رو حفظ کرد و ادامه داد اما طولانی شدنها و غیره همیشه صبر آدم رو لبریز می کنه... جوری که دنبال یک زندگی بی دغدغه می گردی... دنبال امنیت و آرامش فکری... دنبال بی خیالی...باید فکر و ذکرت رو بگذاری که تمومش کنی... من الان اسیرم و به چیزهای جانبی خیلی نمی شه پرداخت... باید خودم رو رها کنم به هر وسیله که می شه... دیگه ترس و تکونی از کسی نداشته باش... پای این مصیبت بقیه چیزها مهم نیست... بقیه فکرها مهم نیست... فقط این مصیبت تموم بشه...این رو هم بگم که اون فکر و خیالها هم ممکنه مصیبت بیاری... مصیبت هایی مثل ناامنی شغلی و کاری و آینده و غیره اینها انگار جزء بدترین چیزها هستند... کلا گیر کردن در شرایط چیز خوبی نیست.

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: جمعه 13 بهمن 1402 ساعت: 16:09

من کارم خوبه و خیلی هم تجربه دارم... بله مغازه دار نبودم که کار روتین و تکراری داشته باشم حتی یک کارمند... در حال یادگیری بودم همواره... اما روی بعضی هاشون خیلی وقت گذاشتما... درسته تجربه الان من حاصل اون کارهاست... بلاخره فلسک هم فریمورکی بود...می خوام از تجارب یه بهره اقتصادی ببرم... ولی خوب فعلا باید این کار رو تموم کنم ... یعنی هر چی تجربه دارم بزارم روی اون کار...انشالله به وقتش از همه این تجارب استفاده بهینه ای بکنم...

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: جمعه 13 بهمن 1402 ساعت: 16:09

فکر می کنم ساده ام اگر فکر کنم باید به خوش اومد هر کسی خودم رو عوض کنم یا ظاهرسازی کنم... اصلا به دلایل شخصی ممکنه حال و حوصله کسی رو نداشته باشم... حالا هر کی می خواد باشه... این حقمه که بی خیال افراد به فکر حس خودم باشم دور از افراد و فقط برم و بیام... تا زمانی که اوضاع بهتر بشه...

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1402 ساعت: 15:05

همه چیز می گه که باید کمال گرایی و افکار اضافی و فکر این و اون و ملاحظه و غیره رو رها کنی... بی خیال تر و بی پرواتر جلو بری و اقدام کنی و امتحان کنی و امتحان کنی و جلو بری...

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1402 ساعت: 15:05

قبلا هم نوشته بودم خوشم نمیاد ولی مجبورم... یه چیزاش خوشم می اومد اما نه اینطوری... الان هم دیگه مجبورم... بلاخره یه روز آزاد می شم...

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1402 ساعت: 15:05

اینجا درگیر هزارتا کوفت و زهرماریم... بعد یه عده خرافاتی کاری ندارند به چز توجیه حکومت و مالیدن و شخص پرستی و غیره... این ها دیگه کین... همینطوری دهها سال از دنیا عقبیم دیگه چه برسه که بخواهیم این ولخرجی و سو مدیریت و غیره رو توجیه دینی و خرافی هم بکنیم...

یه عده هم که کلا می زارن از کشور می رن... یه عده هم که نق می زنند اما کار عملی نمی کنند... کی و توسط چه کسی قراره وضعیت درست بشه؟؟؟

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1402 ساعت: 12:07

بعضی وقتا نمی شه فکر کرد... بخوای فکر کنی اضطراب و پریشونی و پا درهوایی... اصلا به درک دنیا که به اخر نمی رسه.. تازه می شه زندگی معمولی... گه می خورند... تنها راه اینه که بدون فکر جلو بری... حداقل مدتی رو براش اختصاص بدی... بله از جوانب مختلف مشکل هست ولی خوب نمی شه اعتنا کرد...یه قضیه دیگه هم اینه که الان مهمترین مسئله کوفتی من شده همین... جوری که باقی قضایا و مسائل پیشش چیزی نیست... اصلا بی اهمیت شده... افراد کارها ... اهمیتی ندارند... مهم این کوفتیه... فعلا

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1402 ساعت: 12:07

خلاصش اینه که گرفتاری شدیما... انشالله که ختم به خیر می شه... ولی چقدر دلم راحتی و بی دغدغگی رو می خواد...

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1402 ساعت: 12:07

داره خطری می شه... بی حقوقی از یک طرف... بعد معلوم نبودن آخر این جریان... و فشارهاش و غیره اینها خیلی جالب نیست...

من که خیلی دوست داشتم بیام اینور پس تلاشت رو بکن ... دیگه هر گهی می تونی بخور... یعنی هر حرفی که بشه زد... با هر کسی که بشه حرف زد... اینها هم که همه می گن بیا اینور... خوب چرا که نه... بیکار هم که نمی شه بود...

من دیگه طاقت این همه اضطراب رو هم ندارم...

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 23:40

بابا صنعت شریفم سر .... نمی خوام... نه دکتر باشم نه استاد باشم... با فوق دیپلم مکانیک الان وضع و کار و زندگی شون از من بهتره... چه گوهی بخورم... اینها رو فراموش کن... ببین چقه غلطی باید بکنی... اون کیری هم بدجور وقتم رو گرفت... هیچ گوهی هم از توش در نیومد... شاید متمرکز بودم مقاله بهتری می دادم... پراکنده شد... ریده شد به زندگیم... البته اینها چیز جدیدی نیست شروع کن به ارسال اون کیری ببین چی می خواد بشه اه...به درک ... برو ببین کاری چیزی بهت نمی دن...

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 23:40

سایت ترو تمیزی شد.... الان از نیازمندیها به سمت پیاده سازی خیلی راحت جلو رفتی... نمی دونم انگار تجربه گرونی بود... به هر حال من از css و html گرفته تا react و غیره جلو رفتم... همیشه سعی کرده بودم برای خودم کارها رو راحت کنم.اما به هر حال این تکنولوژی همزمان در حال پیشرفت و تغییر بود... این تجربه حتما به کارم میاد... کارهایی که من کردم زمانی بلاخره انجام می شده... حالا تکنولوژی کار رو راحت کرده... و تو بیشتر تحلیل می کنی و اعلان می کنی که چی می خوای... یعنی بیشتر تحلیل و طراحی می کنی... با استفاده از کدهای آماده و فریمورکها کار جلو می ره...من هم به نوعی فریمورک رو توسعه دادم اما این توسعه ها باید کارها رو راحت کنه اما محدود نکنه... شاید روش من محدودیتهایی داشت. مثلا به نظر فرم ها و ویو ها بهتره همون سمت front انجام بشه چه یک کد جاوا و html و چه استفاده از کتابخونههای سطح بالا و یا حتی فریمورک ها ... بک اند هم بهتره داده ها رو فراهم کنه در یک قالب جنرال مثل json ... اینها همش درست...پس اتوماسیون میاد با حفظ این معماری و این جداسازی کارهایی که باید انجام بشه رو سریع می کنه یعنی کد نهایی رو تولید می کنه... فریمورک هم خوبه... ولی می خام بگم اگر قرار است انعطاف وجود داشته باشه... باید از کتابخونه ها و فانکشن ها استفاده کرد و یا تولید کد مورد نظر رو اتوماسیون کرد...به هر حال الان خیلی امکانات زیادی رو داره خودکار عرضه میکنه و نیاز بود که به این سمت بره... و کارش هم راحت و منسجم شده...

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: شنبه 9 دی 1402 ساعت: 14:02

درسته چه زحمتهایی کشیدم از ایجاد منو گرفته تا بک اند و غیره تازه از فریمورک و غیره هم استفاده می کردم... اما الان در دو ثانیه کدی ایجاد م شه که بیا و ببین و چه گزینههایی داره... الان شاید بشه بگی ثمر داده و باید این ثمر چیده بشه...

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: شنبه 9 دی 1402 ساعت: 14:02

خیلی از روشهای برنامه نویسی به سمت برنامه نویسی اعلانی میره... یعنی شما مشخص می کنید که چی می خواهید و اون برای شما اون رو ایجاد می کنه

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: چهارشنبه 30 فروردين 1402 ساعت: 16:45

خدا رو شکر دست و پای سالم تن سالم چشم و بنیه خوب... اینها رو باید روزی صدبار شکر کنی چون توی این دنیا هیچی حساب و کتاب نداره... ولی تو هر از گاهی حس کمال طلبیت گل می کنه... و دوباره صفر و یک می شی... هزار بار گفتم که هر وقت که فکر می کنی بهت برخورده و یا نگران شدی یا حساس شدی و یا غیره... ببین آیا ریشه اون کمال طلبی است و اگر کمال طلبی است این حست رو کنترل کن چون دنیا جای این ادا بازیها نیست و این در واقع پایه ای نداره... قرار نیست ملیونها سال کسی در این دنیا باشه البته....

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: چهارشنبه 30 فروردين 1402 ساعت: 16:45

شاید یک اصل مهم در پیگیری کارها این باشه که فکر کنی چی باید بگی چه سوالی بکنی چه حرفی بزنی که دوباره مجبور نباشی همون کار رو بکنی دوباره نخوای بیای مثلا وقت بگیری... ازش بخوای که بسپرتت به جایی که راحت تر می شه هماهنگ کرد و سفارش کنه... ببین بخش اعظمی از کارها همین رفت و آمد و گفت و شنید هست... مهم هم نیست کی چی فکر کنه... مهم اینه که تو تلاشی کرده باشی...

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: چهارشنبه 30 فروردين 1402 ساعت: 16:45

آدم از کسی حمایت می کنه که شعار و حرفش رو بشنوه و انتخابش کنه و کل سیستم نیز در جهت همون شعار باشه... به این می گن دموکراسی... وگرنه اگر بخواهید به زور حرفتون رو به مردم قالب کنید، مهم نیست چی می گید، مردم می گن خفه شو

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 13:55

بلاخره از خیلی وقت من توی چند حوزه کار کردم و تجارب خوبی هم کسب کردم... به هر حال باید کار آینده و کارهای بعدیم هم در چهت استفاده از این تجار باشه...

هوش مصنوعی

پایتون

آموزش

طراحی وب

طراحی نرم افزار...

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 13:55

معمولا افکار ما بعضی وقتها بدون اختیار به سایر افکارمون سرایت می کنه... حس اعتماد به نفس، حس شادی و گناه و غیره اینجور حالتی هستند... یعنی یک مود هستند که با یک سری حرفها تقویت و با یک سری حرفها تضعیف می شن... اما هنر در این هست که تسلیم فرآیندهای ذهنی نشیم و بتونیم مسائل رو از هم تفکیک کنیم. بتونیم خودمون رو بشناسیم... دلایل برخی از حسها مون رو بدونیم یک سری حسها رو خودخواسته انتخاب کنیم .... یعنی خودمون سوار بر حسهامون باشیم و نه حسهامون سوار بر ماهنر در این است که بدون ربط دادن قضایه به شکل مالتی تسکینگ (چند وظیفه ای) کارهای مختلفت رو پیش ببری... توی هر کدومشون انگیزه و اعتماد رو حفظ کنی... تعلل و تردیدهای زائد رو بزاری کنار...وقتی به نتیجه ای می رسی بهش پایبند باشی

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 13:55

در این پست میخوام فرق فرض و هدف رو بگم... خیلی از ارزشی ها که علیه حجاب موضع می گیرند بی حجابی را معادل ولگناری و هرزگی و غیره می دونند... هرچند این اصطلاحات نیاز به تعریف و معیار داره... آدمها رو نمی شه از روی ظاهر قضاوت کرد. از طرفی حدی از جاذبه نیز مشکلی نداره... بخشیش نیز مربوط به زیبایی است.اما فرض کنیم که مشکل با ولنگاری داریم. اوکی ما می تونیم تلاش کنیم که به اون سمت نریم. اما اون اشخاص فرضشون اینه که بی حجابی معادل ولنگاری است. این غلط است. می شه جامعه بی حجاب داشت که خیلی هم خانواده دوست، متعهد و محترم هستند. می شه جامعه ای داشت که حجاب دارند ولی خانواده ها و افراد تعهد لازم را ندارند. یک حالت هم هست که بخشی با حجاب باشند و بخشی بدون حجاب. اما فرض این افراد این است که باید کل جامعه با حجاب باشند!!!چرا کل جامعه؟ در واقع اینها یا فرض غلطی دارند و یا به دنبال هدف اصلی نیستند بلکه فقط فکر می کنند که اگر ظاهر شکل خاصی باشه پس هدف اونها محقق شده.البته این را بگم که حجاب امروز مساله ای سیاسی شده و نماد زورگویی اقلیت به خصوص آخوندها شده و به همین خاطر مردم می خوان بگن که ما نمی خواهیم تحت امر آخوند جماعت باشیم... به همین نسبت نمی خوایم در امور دیگه سیاسی و اجتماعی مردم با این عناوین دخالت بشه...برای اثبات این باید حاکمیت نشون بده که قادر به تحمل خواست مردم است.

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1402 ساعت: 3:00

نظر کاربران:حجاب حکم خداست واجبه، کاری به برخورد مذهبی ها ندارم، بی حجابی افات خوپشو داره واسه همین اسلام حجابو واجب کرده، جذابیت های زنانه باید تو حریم خانواده خرج بشه، چرا زیبایی های ی زن تو جامعه نمایش داده بشه؟ چه دلیل عقل پسندی داره؟پاسخ:حکم خدا؟ اولا که حتی نظر فقها در این مورد یکسان نیست. دوما به زنان مومن و مسلمان سفارش کرده. مسلما خدا نمی تونه به مردمی که باوری به اسلام ندارند از طریق اسلام چنین سفارشی بکند. این سفارش به مومنین است. و مومن یعنی کسی که همه باورها و رفتارش اسلامی باشه که البته در جامعه زیاد نیستند.اما آیا خدا سفارش کرده کسانی که مسلمان نیستند و یا هنوز به این باور نرسیدن را به زور محجبه کنیم؟ خیر! یک سری کارها هست که حتی خدا هم نمی تونه انجام بده و حتی خود خدا گفته لا اکراه فی الدین. یعنی در دین اجباری نیست. مثلا خدا نمی تونه یک فیل رو توی فنجون جا بده چون خلاف منطق است.اجبار فردی که باوری به چیزی نداره به انجام آن کار نیز خلاف منطق است. چون هر کارش کنی اعتقادی نداره و شما دارید بهش زور می گید و خود زورگویی ناپسند است. آیا شما می توانید به مسیحیان و یا هندوها و بودایی ها بگید حجاب داشته باشند؟ مگه نمی گی حکم خداست؟ مگه خدا اونها رو نیافریده؟ چرا وقتی می ری خارج مردم رو مجبور نمی کنی؟ یعنی به اونها بیشتر از خود هموطنات احترام می گذاری؟نمی شه! بالاتر از این این عقاید من و شما ما منطق ارتباط انسانی داریم. من به عقاید شما احترام می گذارم و شما هم باید به عقیده من احترام بگذاری. در غیر این صورت میشه جنگ و درگیری و دعوا. فرض کن هندو ها هم بگن طبق دین اونها شما باید بی حجاب باشی. آیا دوست داری در خارج از کشور مردم مانع نماز و روزه شما بشن؟ پس اگر دوست نداری

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1402 ساعت: 3:00

روز خوبی بود. طبیعت زیبا و گلها و جوی و نهر ... لذتی بردم.. غذای خوبی هم بود... کم فکرتر از همیشه و اتفاقا راحت تر و ریلکستر... به چی فکر کنم به کی فکر کنم...روز به روز دارم می فهمم که همش همین حال است... حال... گاهی وقتها اینجاییم.. گاهی وقتها توی خونه... گاهی وقتها توی ماشین... گاهی وقتا این ور و اون ور... و همیشه داریم کاری می کنیم ... مسئله ای حل می کنیم... به چیزی فکر می کنیم... از طبیعت لذت می بریم ... کار کشاورزی می کنیم... می خوابیم می خوریم و فکر می کنیم... ولی همینه... همین حال است... حال... با پدر و مادریم... با دوستانی هستیم و دوباره سالها با اون دوستان نیستیم... با افراد دیگه هستیم... به خاطرات فکر می کنیم.. به آسمون نگاه می کنیم... به موسیقی گوش می کنیم... اما همش همین حال است... حال ... حال ... حال ... حال...یک کتاب هم هست به اسم نیروی حال که باید بخونمش و از این دسته کتابها... چون روز به روز به اهیمت این حال بشتر پی می برم...حتی در حال بودن و حال زندگی کردن به نظرم کارایی و بهره وری را هم بالا میبره... می دونی که در هر حال باید وارد حال بشی و در اون حال خودکار مسائل به سمت انجام یک کار جلو می ره... مخصوصا برای فرد با تجربه ای مثل تو... لازم نیست خیلی به حواشی فکر کنی... اگر بحث لذت است از حال لذت می بری و اگر بحث کار است در حال کار می کنی و کار رو تکمیل می کنی و جلو می بری...این پست مهمی بود.

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1402 ساعت: 3:00

در واقع در خیلی از مسائل مورد اعتراض مردم و یا کلا در خیلی از بحث ها مشکل مشکل عدم داشتن منطق و قاطی کردن مسائل است که باعث سو استفاده می شود.وقتی افراد قادر به تفکیک مسائل نباشند در نتیجه درکی از حرف دیگران نیز ندارند و دچار سوتفاهم می شوند. این بی منطقی منجر به زورگویی می شود که مثلا یک عده قرار است روزه بگیرند بقیه نباید بخورند و یا بقیه باید حجاب داشته باشند. اگر هم کسی بگه این چه حرفی است فکر می کنند طرف با این چیزها مخالف است و مثلا می گن حجاب حکم خداست... در حالیکه خود خدا هم نمی تونه فرای منطق باشه... ممکن است همه مردم دین داشته باشند و یا شاید ۱۰ درصد مردم دین داشته باشند پس دین اینجا مطرح نیست. سوال اصلی ایت است که بلاخره آیا افراد آزادی عمل را دارند یا ندارند. اینکه بلاخره آیا فرد آزاد است که دین و حجاب و غیره را انتخاب کند یا خیر... اگر زور است این زور چه ثمره و فایده ای دارد و مسائلی از این قبیل... پس به قول گفتنی با خلط مبحث زور می گن و خلط مبحث نشانه عدم صداقت است و عدم صداقت نشانی بی دینی است که خودش یک تناقض با دیندار بودن این اشخاص است.به هر حال اگر پای منطق باشد خیلی از این یاوه گویی ها و خوردن از بیت المال محکوم هستند. مردم هم دیگه از بحث با کسانی که خودشون رو به خواب زدن خسته شدند و دیگه حتی بحثی هم باشون نمی کنند و با نافرمانی مدنی و اقتدار و اعتراض سعی می کنند بگن که ساکت شید و کمتر زر بزنید.

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: جمعه 4 فروردين 1402 ساعت: 22:36

بحث کردن با کسی که خودش را به نفهمی و خواب زده فایده نداره... بحث با کسی که توان درک منطق نداره فایده نداره... چنین شخصی هدفی غیر از توجیه نداره... حتی اگر در دیکتاتوری محض باشه توجیهاتش اکثرا اینه که فلانی هم دیکتاتوریه... فلان جا هم مردم ریختن توی خیابون یا فلان جا پلیس چکار کرد و غیره... این افراد هدفی ندارند مگر اینکه شرایط اقتصادی و اجتماعی اونقدر به خودشون سخت بشه که بفهمند که دارن چه گهی می خورند و بعد به فکر داشتن هدف و خلاص شدن از وضعیت بیافتند.بحث کردن با اینها وقت تلف کردن است وقتی نمی خوان مطلب رو درک کنند و نکته و منطق پشت مطلب رو بگیرند. وقتی توان تفکیک مسائل از هم رو ندارند و دائما مسائل رو قاطی میکنند. البته نیاز به بحث هم نیست... دموکراسی بستری است برای ابراز نظر حالا هر نوع نظری... اما این عقل جمعی و خواست و نظر اکثریت است که در کنار حفظ حقوق شخصی انسانها تصمیم گیرنده است. در اونصورت نیاز کمتری هم برای بحث بیهوده با جماعتی ابله است.

برچسب: نویسنده: کسری دادخواه تاريخ: جمعه 4 فروردين 1402 ساعت: 22:36

صفحه بندی